اللهم عجل لولیک الفرج

بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار به الله اکبر است.

تک سوار انتهای انتظار
ای قرار قلب های بی قرار
ای امید مظلوم مردم این روزگار
جان ما آمد به لب از انتظار
اللهم عجل لولیک الفرج ![]()
![]()

بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار به الله اکبر است.

تک سوار انتهای انتظار
ای قرار قلب های بی قرار
ای امید مظلوم مردم این روزگار
جان ما آمد به لب از انتظار
اللهم عجل لولیک الفرج ![]()
![]()
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
چه جمعهها که يک به يک غروب شد نيامدي
چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
تمام طول هفته را به انتظار جمعهام
دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي
وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد
روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود
دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم
چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو
محض يار مهربان آن مونس و آرام جان
ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان
اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر
گردي به پا شد از افق گويا سواري ميرسد
آقا!
قنوت سبز نمازم به التماس در آمد
چه ميشود که مرا خيري از دعاي تو باشد
بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز
که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد
ما معتقديم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسي تير خواهد زد
مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت
من آيا زندهام وقت ظهورت
اگر که آمدي من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم
بيايم در رکاب تو بميرم
آقا بيا به خاطر باران ظهور کن
ما را از اين هواي سراسيمه دور کن
وقتي براي بدرقه عشق ميروي
از کوچههاي خسته ما هم عبور کن
سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت اي گل زهرا
به خدا حاجتي ندارم
سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخمهاي سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر ميگردد مهدي به ميان شيعه برميگردد
هنوزم انتظارم انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است
هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است
همان مردي که آيد جمعه روزي و اين پايان خوب انتظار است
اگر از منتظرانت بودم چون ديده نرگس نگرانت بودم
با اين همه رو سياهي و سنگدلي اي کاش که از همسفرانت بودم
سلام اي انتظــار انتظـــارم سلام اي رهبر و اي يادگارم
سلامم بر تو اي فرزند زهرا سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا
اين ديده نيست قابل ديدار روي تو چشمي دگر بده تا تماشا کنم تو را
امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس وز برج ولايت قمرى داد به نرجس
خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس
بر منتظرين مژده بده منتظر آمد از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
سپيده خواهد آمد ياس نرگس خواهد آمد
گر تکاني بدهيم بر دلمان مهدي صاحب زمان، خواهد آمد
كاش ميشد واژهها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...
آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!
به اميد روزي که متن تمام پيامكها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.
پیامک نیمه شعبان - پیامک تبریک نیمه شعبان
- مهدي جان!
به روسياهيمان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را ميخوانند.
تو خواهى آمد و ياسها و نيلوفرهاى «سركش» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياسهاى كبود خواهد بود.
مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دلهايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مىخوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مىكنند.
به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
برفاطمه اي كه شد به شأنش نازل از سوي خدا سوره كوثر صلوات
بر نور خدا عصمت كبري صلوات بر دخت نبي ام ابيها صلوات
بر آن كه بود شفيعه روز جزا همتاي علي حضرت زهرا صلوات
بر كوثر خاتم النبين صلوات بر همسر سيد الوصيين صلوات
بر فاطمه محبوبه ي ذات ازلی بر حجت حق بر آل ياسين صلوات
بر احمد و بر كوثر قرآن صلوات بر طلعت محبوبه ي يزدان صلوات
بر روح مطهر امام و شهدا بر فاطمه مادر شهيدان صلوات


روزه از ابعاد مادی و معنوی ، جسمی و روحی دارای فواید فراوانی است. روزه در سلامت معده و پاکسازی آن از انواع غذاها که موجب انواع بیماری ها می باشد ، اثرات فوق العاده ای دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالایش می کند . اگر در روزه داری به تمامی جهات توجه داشته باشیم در پایان ایام روزه داری ، روح و جسمی تزکیه شده خواهیم داشت.
پیامبر اکرم (ص) و روزه:
پیامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بیت کل داء ، والحمئة رأس کل دواء.
معده مرکز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.
و نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.
روزه بگیرید تا صحتو سلامتی خویش را تضمین کنید و سفر نمایید تا مالدار شوید ، زیرا مسافرت و حمل کالای تجارتی از شهری به شهری یا از کشوری به کشور دیگر ، باعث رفع نیازمندی های جامعه و عمران کشورها می گردد.
حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید : لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام .
برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.
حضرت علی (ع) و روزه:
امام در قسمتی از یکی از خطبه ها می فرماید : و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات ، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.
با روزه گرفتنهای دشوار ، در روزهایی که واجب است ، اندامهایشان با این کار آرام می گیرد و دیده هایشان خاشع و جانهایشان خوار می گردد و دلهایشان سبک می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده می گردد. و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینکه با روزه داری شکمها به پشت می رسند.
۱- روزه برای آزمایش اخلاص:
حضرت علی (ع) در جای دیگری می فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق.
روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.
یکی از دلایل وجوب روزه برای مردم ، آزمایش اخلاص مردم است . چرا که روزه در ایجاد اخلاص عمل بسیار مؤثر است.
۲- روزه سپر در مقابل عذاب الهی:
حضرت در قسمتی دیگر از نهج البلاغه می فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.
در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.
امام رضا (ع) و روزه:
وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند ، می فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواریهای گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختیهای گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت که پیامبر اکرم (ص) در خطبه شعبانیه فرمود : واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة . به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان ، گرسنگیها و تشنگیهای روز قیامت را به یاد آورید ، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در کسب رضای خدا بنماید .
امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می فرماید : علت روزه برای درک درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده ، ذلیل ، متضرع و صابر باشد . همچنین در روزه انکسار و شکستگی شهوات وجود دارد .
آری روزه از افضل طاعات است . شریعت و احکام الهی تعدیل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه میسر ساخته و برای تزکیه و طهارت نفس و تصفیه از اخلاقیات رذیله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داری تنها امساک از خوردن و آشامیدن نیست بلکه غرض نهایی کف نفس می باشد . همانطور که رسول گرامی اسلام( ص ) فرمودند : روزه برای هر فرد سپری است ؛ چرا که روزه دار ، سخن زشت نگوید و کارهای بیهوده انجام ندهد.
پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمنانی بزرگ چون شیطان نفس ، رهایی می دهد .
و اگر روزه دار، به چنین مراتبی نرسد ، فقط گرسنگی و تشنگی را درک نموده و این پایین ترین درجه روزه داری می باشد .برداشت از بسبج آ.پ اصفهان.

سيب نقش مهمي در سلامت بدن دارد و مزيت آن اين است كه علاوه بر پيشگيري از بيماريها، باعث افزايش سلامتي نيز ميشود.
پايين آوردن كلسترول
سطح بالاي كلسترول در بدن مشكلات طولاني مدت و خطرناكي را به دنبال دارد با مصرف سيب ميتوانيد سطح كلسترول را در حد نرمال نگه داريد. مطالعات و پژوهشها حاكي از اين است كه خوردن دو عدد سيب در هر روز تقريبا به ميزان 16 درصد سطح كلسترول را پايين ميآورد. براي كاهش سطح كلسترول هيچ چيز ديگري به اندازه سيب مفيد نيست.
تقويت دستگاه گوارش
افرادي كه از مشكلات دستگاه گوارشي رنج ميبرند با خوردن سيب ميتوانند عملكرد اين دستگاه را در حد نرمال نگه دارند. مهمترين دليل در تنظيم و تقويت دستگاه گوارش اين است كه سيب سرشار از فيبر است و اين بدان معناست كه حركات رودهاي را منظم ميكند و دير هضمي و يبوست را از بين ميبرد. با تنظيم دستگاه گوارشي از دل دردهاي مزمن و شديد كه به اين دستگاه مرتبط است نيز كاسته ميشود.
افزايش انرژي
قندي كه در سيب وجود دارد طبيعي است و فوايد زيادي دارد كه به هيچ عنوان مقابل مقايسه با شيرينيها و قندهاي مصنوعي نيست. قند موجود در سيب باعث افزايش انرژي مي شود به همين دليل است كه خوردن اين ميوه صبح زود و قبل از صبحانه توصيه شده و تا آخر شب بدن را سرحال نگه مي دارد و انرژي مورد نياز را تامين ميكند.
درمان آنمي (كم خوني)
از آنجايي كه سيب سرشار از آهن است در درمان آنمي نقش مهمي دارد. آهن موجود در بدن سطح هموگلوبين را افزايش مي دهد كه افزايش هموگلوبين با درمان آنمي رابطه مستقيم دارد اگر شما دائما احساس ضعف و خستگي داريد با خوردن اين ميوه ميتوانيد سرحال شويد زيرا قند طبيعي موجود در سيب با آهن آن تركيب شده و باعث افزايش انرژي و همچنين تقويت سيستم ايمني بدن ميشود به گونهاي كه بدن در برابر بيماريها حالت آماده باش به خود ميگيرد.
كاهش خطر ابتلا به سرطان
از ديگر فوايد اين ميوه كاهش خطر ابتلا به سرطانهاي خاص است. از آنجايي كه فيبر موجود در سيب در تقويت دستگاه گوارش موثر است از خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ جلوگيري ميكند. خوشبختانه مطالعات نشان داده است كه مصرف اين ميوه خطر ابتلا به سرطان ريه و سرطان سينه را نيز كاهش ميدهد و به طور كلي سيب، ميوهاي كاملا استثنايي در پيشگيري از انواع سرطانها به شمار ميآيد.
كاهش خطر حملات قلبي
سيب سرشار از آنتي اكسيدان قوي است و در حقيقت آنتي اكسيدان براي سلامت قلب فوايد زيادي دارد مصرف سيب كمك زيادي به درمان و پيشگيري از بيماريهاي قلبي ميكند. از آنجايي كه بيماري قلبي با افزايش سن، زياد ميشود، مصرف اين ميوه هيچوقت دير نيست و به خوردن آن توصيه زيادي شده است.
درمان و پيشگيري از آسم
اگر شما از مشكلات ناشي از آسم رنج ميبريد با خوردن يك فنجان آب سيب ميتوانيد به رفع اين مشكلات و نگرانيها كمك كنيد. يكي از نشانههاي آسم به سختي و با صداي بلند نفس كشيدن است اما با خوردن آب سيب تازه ميتوانيد اين نشانهها را از بين ببريد. زنان باردار نيز با خوردن اين ميوه به مقدار زياد در طول بارداري ميتوانند از مبتلا شدن جنين به آسم جلوگيري كنند.
بهبود ديابت
افرادي كه مبتلا به ديابت هستند در صورت درمان نكردن آن به مشكلات ديگري نيز دچار ميشوند كه به ديابت مربوط ميشود از جمله اختلالات عصبي، مشكلات كليوي و مشكلات بينايي. با خوردن سيب به طور منظم مي توانيد از مبتلا شدن به ديابت و مشكلات ديگري كه به دنبال دارد جلوگيري كرد. ژلاتين موجود در سيب نقش انسولين را ايفا ميكند در نتيجه در تنظيم سطح قند خون بدن اهميت ويژهاي دارد. خوشبختانه اين ميوه درشرايط آب و هوايي مختلف برداشت ميشود.
افزايش بينايي
مشكلات ناشي از بينايي تقريبا غيرقابل پيشگيري است اما اخيرا مطالعات انجام شده نشان داده است كه سيب مي تواند اثر مطلوبي بر بينايي داشته باشد از آنجايي كه سيب منبعي غني از ويتامين A و ويتامين C است در درمان شب كوري و كور رنگي اثرات مثبتي دارد.
پيشگيري و درمان آلزايمر
يكي از شگفتانگيزترين اثرات سيب، درمان و پيشگيري از آلزايمر است. اثر آن در درمان و پيشگيري از اين بيماري به گونهاي است كه خوردن سيب باعث تقويت سلولهاي مغز ميشود.
منبع:ایسنا
مهناز لنكران دستجردي*
مقدمه:
آغاز هزارهي سوم را به عنوان عصر دانائي و عصر انفجار اطلاعات ناميدهاند. آموزش و پرورش كه در دورههاي طولاني گذشته، عمده فعاليت خود را به انتقال اطلاعات و افزايش محفوظات فراگيران اختصاص داده بود، در اين دوران رسالت عظيمتري را احساس ميكند و آن پاسخ به اين پرسش اساسي است كه آيا شيوههاي متداول آموزش و پرورش پاسخگوي نيازهاي فراگيران در آغاز قرن جديد هست و اگر نه چه تحولاتي مورد نياز است تا بتوان نظام آموزش و پرورش را يك نظام كارآمد تلقي نمود؟
نظام آموزش و پرورش در اين زمان تحت تأثير تغييرات سريع تكنولوژيك است. كرمين و شين در اين مورد بيان داشتهاند:
« برنامهريزان بايستي از مرحلهي قبل از دبستان تا فارغالتحصيلي آگاهي داشته باشند كه انقلاب جديد ميكروالكترونيكي بطور اساسي در حال تغيير دادن كار و محيط كار است. ما در ميان انقلابي هستيم كه هيچ نوع كاري را بدون تغيير نخواهد گذاشت. حتي هنگامي كه يك فرد به خوبي براي يك شغل آماده شود، آن شغل هرگز ثابت نمي ماند» . ( كرمين، 1978، ص 44 )
با در نظر گرفتن اين تغييرات در تعليم و تربيت فراگيري مهارتهاي جديد براي كاركنان و مديران و آموزشهاي ضمن خدمت جهت به روز نمودن آگاهيهاي افراد ضرورتي اجتناب ناپذير است. مدارس امروز آنطور كه الوين تافلر بيان نموده هنوزدرحال توليد كارگران كارخانهاي هستند كه فردا وجود نخواهد داشت.
|
* دكتراي برنامه ريزي آموزشي . |
در مدارس آينده، تنوع، فردگرائي، عدم تمركز و توجه به خلاقيت فراگيران قابل توجه است.
عوامل اثرگذار بر آموزش و پرورش
در سطح كلان، آموزش و پرورش تحت تأثير فشارهاي سياسي، فشارهاي تكنولوژيكي، فشارهاي اقتصادي و فشارهاي اجتماعي قرار دارد.
در نظر داشتن چهار پايهي اصلي يادگيري كه از طرف سازمان يونسكو مطرح گرديده است، يعني: يادگيري براي دانستن، يادگيري براي انجام دادن، يادگيري براي زيستن و يادگيري براي همزيستي ميتواند فشارهاي مذكور را تقليل دهد.
فشارهاي سياسي بويژه در كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته تأثيرات تخريبي بيشتري داشته است. آموزش و پرورش كه براي توسعه نيازمند محيطي آرام و دور از تشنج است، بواسطهي جريانات سياسي خدشه ميپذيرد و نيرو و وقت محدود كه آموزش و پرورش در اختيار دارد و بايد در جهت اصلاحات صرف شود، متوجهي تشنجات سياسي مي گردد.
از سوي ديگر منابع مادي كمياب در كشورهاي در حال توسعه، كه فشار جمعيت جوان نيز در آنها مخاطره آميز است، عمدتاً در جهت توسعهي كمي الزاماً به توسعه كيفي نميگردد و پديدهي فارغ التحصيلان بيكار معضل ديگري است كه مي تواند فشارهاي مطرح شده را تشديد نمايد.
فشارهاي اجتماعي از قبيل فقر، بيكاري، مفاسد اجتماعي، پديدهي مهاجرت روستائيان و رشد شهرنشيني، اعتياد، خانوادههاي از هم گسيخته نيز زمينهي ارائهي آموزش و پرورش مطلوب را تخريب مي كند و آموزش و پرورش در آستانهي هزارهي سوم بار مسؤوليت عظيمي در احياي ارزش هاي اخلاقي در جهت كاهش موارد مذكور دارد. در اينجا لازم به يادآوري است كه نقش معلم نه تنها آموزش است، بلكه آموزش توأم با پرورش است. پرورش انسانهاي والايي كه
زمينهي فشارهاي اجتماعي ويرانگر را كاهش دهد و راه زندگي در جامعه و همزيستي در خانواده را آموخته باشد. بنابراين معلم بايد فلسفهي ارزشي جامعه را درك نموده و در توسعه و تفهيم ارزش ها نقش مؤثر داشته باشد.
نقش فلسفه درتعيين ارزشهاي آموزش و پرورش در آستانه هزارهي سوم
فلسفه راهي است كه به كمك آن آموزش و پرورش در درك جنبه هاي مختلف زندگي و چشم اندازهايي كه مستلزم نگرش به ماوراء علل و روابط مستقيم است، كوشش مي كند. فلسفه كنكاشي است در جهت شناخت ارزش هاي قابل دفاع و انتقال باورها و نگرش ها و تنظيم يك چارچوب كلي براي تصميم گيري.
در آغاز هزارهي سوم جوامع و مدارس بيش از گذشته در معرض تغييرات سريع و اساسي هستند و ضرورت ارزيابي و تداوم ارزيابي در مورد فلسفهي آموزش و پرورش مطرح ميگردد.
از نظر ديوئي فلسفهي اجتماعي تربيتي كه مدارس بر اساس آن استوار است، مي تواند بعنوان صافي اوليه براي توسعهي برنامهي اجتماعي محسوب گردد و نتيجه ميگيرد كه فلسفه در جهت تعريف ماهيت يك زندگي خوب و يك جامعه خوب كوشش ميكند. بنابراين در جوامع آزاد ارزشهاي آزاديخواهي و دموكراتيك از طريق مدارس منتقل مي گردد.
در آموزش و پرورش هزارهي سوم كه تنوع و خردگرائي در آن حائز اهميت است و نظام آموزشي قالبي رنگ باخته؛ مادر معرض يك تضاد اجتماعي و فردي قرار داريم. ما تنها خواهان پرورش شهروند و جامعهي خوب نيستيم، بلكه نيازمند پرورش انسانهائي هستيم كه ياد بگيرند به بهترين نحو در كنار ديگران با صلح زندگي كنند. انديشه هاي فلسفي معاصر لازم است پاسخي مناسب براي اين تضاد بزرگ بيابند و پس از آن برنامه ريزان در قالب اهداف آموزشي، موضوعـات درسي
و محتواي دروس راه نيل به هدف بزرگ تعليم و تربيت را كه همانا راه بهتر زيستن است ارائه نمايند.
برنامهريزي درسي در آستانهي هزارهي سوم
چالش بزرگي كه بر سر راه برنامه ريزان درسي وجود دارد، اين است كه كدام محتواهاي آموزشي بيشترين ارزش را دارد؟ به عبارت ديگر فرد فرهيخته چه ويژگي هايي دارد؟ ترسيم قلمرو دانش غالباً در دورهي متوسطه انجام مي شود.
در مورد ارزش گذاري محتواي آموزشي لازم است به ابعاد شناختي، عاطفي و روان حركتي يادگيري نيز توجه شود. در حيطهي عاطفي، به ارزشها و نگرش ها توجه ميگردد و در حيطهي روان حركتي به مهارت هاي حركتي. آنچه بيشتر بايد مد نظر قرار گيرد مسألهي تركيب يا انسجام integration يادگيري است. در سطح تركيب روابط افقي در تمام عناوين درسي با محتواهاي مختلف و موضوعات متفاوت ايجاد مي گردد. از نظر سيلر و الكساندر (1984) در يادگيري فقط تركيب پايدار است و تركيب، فراگيران را براي يك نگرش مستمر از دانش و معناي عميقي از موضوعات درسي ياري مي دهد.
برنامه ريزي S.T.S به معناي علم، تكنولوژي و علم، برنامه ريزي مناسبي براي آغاز هزارهي سوم است. در اين برنامهريزي تركيب علم به مفهوم دانش نظري و تلفيق آن با جنبهي كاربردي و عملي مطرح مي شود. (اسميت و استانلي شورز، 1992)
همچنين پاسنر و استزيك چهار عامل مؤثر در برنامهريزي را مطرح نمودهاند كه عبارت است از:
1- توالي منطقي برنامه 2- رابطهي مفهومي برنامهي درسي 3- رابطهي تحقيقي برنامهي درسي 4- رابطهي يادگيري مفيد (موي، 1984)
توالي منطقي برنامه به منظور اجراي اصول يادگيري از قبيل از ساده به مشكل و يا يادگيري كل به جزء و توجه به پيشنيازهاي يادگيري است. منظور از ارتباط مفهومي كه مبتني بر ساختار دانش است، روابط دروني مفاهيم و دانش مستتر در آن است و از نظريات هيلداتابا متأثر است.
ارتباط تحقيقي، گامهايي است كه فراگير طبق روش علمي و با روش حل مسأله طي ميكند تا تعميق يادگيري صورت پذيرد. يادگيري مفيد Utilization حاكي از آن است كه افراد تا كاملاً در جريان يادگيري درگير نشوند تجربه يادگيري اتفاق نمي افتد.
نقش معلم در آموزش و پرورش و اصلاحات
افراد تغيير را دوست دارند ولي از تغييرات ناگهاني در هراسند. تغييرات قرن جديد سريع اتفاق مي افتد؛ توسعهي دانش بشري، تغيير در ابزار يادگيري از كتاب به رايانه و نرم افزارهاي متنوع و شبكهي جهاني. در حاليكه معلمان با گامهاي آهسته و كوچك به وضعيت جديد خو ميگيرند و تغييرات جديد را به سادگي نميپذيرند، تغييرات به طور مكانيكي و خارج از كنترل معلمان ايجاد ميگردد. معلمان احساس مي كنند فرصت كمتري براي انطباق با تغييرات دارند و اين احساس آنها را دچار نوعي انزوا ميكند. احساس دور شدن و احساس بي كفايتي. و ايشان به نوعي نسبت به مديران و كساني كه اين احساس را درك نمي كنند خصومت مي ورزند و در مقابل تغييرات مقاومت مي كنند. لوكاس ولايرمن در پژوهش خود اظهار داشتند چند اصل مي تواند تغيير رفتار معلمان را هدايت كند :
1- توضيح و تعيين چشم انداز آينده 2- ايجاد زمان مناسب جهت انطباق با تغييرات 3- ايجاد حمايت محيط. (جكسون، 1992)
بـر ايـن اساس برنـامههاي آموزشي، مشـاركت فعال معلمان را در جريان تغييرات
تسهيل ميكند. محيط مناسب كه مشاركت را تشويق نموده و باز خورد مناسب بدهد و بطور كلي معلم دريابد كه عضوي مفيد و مؤثر در جريان تغييرات است.
معلمان براي آزمايش و اجراي برنامههاي جديد نياز به زمان مناسب دارند. همچنين براي تطبيق با محتواهاي جديد آموزشي و برنامههاي جديد به وقت كافي احتياج دارند. بعلاوه ارتباطات بعنوان يك فرايند تسهيل كنندهي ايدهها و ارزشها و احساسات بين افراد در ميان معلمان بويژه در جهت همگام شدن با تغييرات است و ضرورت دارد در راستاي دستيابي به ارتباطات و اطلاعات، حمايت سازمان و مديريت از معلمان و تداوم اين پشتيباني با مشاركت ايشان تحقق يابد.
مديريت آموزش و پرورش در آستانهي هزاره سوم
مديريت آموزش و پرورش در اين قرن چالشهاي فراواني پيش رو دارد. چالشهايي از قبيل به روز نبودن اطلاعات مديريت، عدم پاسخگوئي نظام آموزشي به نيازهاي فراگيران، مهيا نبودن شرايط تدريس، عدم احاطهي معلمان به شيوه هاي برتر تدريس، تمركز حاكم بر مؤسسات آموزشي، كمرنگ شدن رشته هاي تحصيلي متداول و ظهور رشتهها و مهارتهاي جديد، تضاد بين سنتها و نوگرائي، عدم مشاركت مردم در فرايند آموزش و پرورش، كيفيت
نا مطلوب فارغ التحصيلان و ...
مديران مراكز آموزشي در عصر جديد علاوه بر دارا بودن آگاهيهاي فني و تخصصي و احاطه بر مسائل تعليم و تربيت لازم است در مورد تربيت افراد براي مشاغل آينده كه مطابق آن چه گفته شد مستمراً در حال تغيير است، آگاهي داشته باشند.
روشهاي مديريت سيستمي، مديريت كيفيت جامع، مديريت مبتني بر هدف، مديريت غير متمركز و مديريت مشاركتي و تلفيق روش هاي مذكور، روش هاي كارآمد مديريت است كه مي تواند مديران را ياري نمايد.
در نگرش مديريت سيستمي به نظام آموزش و پرورش به عنوان يك سيستم باز توجه مي گردد و مراحل زير مستمراً اجرا مي گردد. (لنكراني،1380)
· اصلاح و بهبود درون دادها
· اصلاح و بهبود فرايند آموزش ها
· اصلاح و بهبود برون دادها يا فارغ التحصيلان
· تقليل آنتروپي در سيستم
· تعامل سازنده با محيط
در روش مديريت كيفيت جامع، تمركز كامل بر نيازهاي مشتريان شامل ارائهي مشخصات كامل فرآورده به مشتري، كه در اينجا اين مفهوم شامل فارغ التحصيلان مراكز آموزشي است، مي گردد. اين مشخصات صلاحيتهاي مورد نياز از جمله مهارت هاي فني و يا غير فني و دانش مورد نظر است.
· در مرحلهي بعد از مشتريان جهت ارائهي اصلاحات يا تغييرات نظر خواهي ميگردد. اين نظرخواهي تغييرات مورد نياز مراكز اشتغال آينده را در بر ميگيرد.
· در مرحلهي سوم با نظارت و كنترل مداوم اطمينان حاصل مي شود اصلاحات مورد نظر صورت گرفته است.
· در مرحلهي چهارم كيفيت برون داد كه در اينجا فارغ التحصيلان است، به لحاظ دانش ها و مهارتها هم چنين نگرش ايشان تضمين مي گردد.
· پاسخگوئي به افزايش تقاضا براي مهندسين، تكنولوژيست ها، كاردانان فني در مشاغل جديد در زمينهي تكنولوژي برتر با مديريت كيفيت جامع امكان پذير است.
در روش مديريت مبتني بر هدف، اهداف از پيش تعيين شدهي نظام آموزشي در قالب دورههاي كوتاه مدت و بلند مدت مطرح ميگردد. از جمله هدفهاي نظام آموزشي علاوه بر آنچه گفته شد، هدفهاي اقتصادي است. در زمينهي هدفهاي اقتصادي آموزش و پرورش بيان نموده است:
1- بسط توانايي ها و رغبتهاي افراد با نيازمندي هاي حرف و دادن ايدههاي مناسب جهت گزينش حرفه و شغل.
2- فراهم سازي زمينه هاي تأمين رشد حرفهاي و در نتيجه رشد سازنده و مستمر افراد.
3- بالا بردن بهرهدهي كار و در نتيجه رشد اقتصادي از طريق افزايش كمي و كيفي توليد، بهبود روشهاي كار، ايجاد روحيه همكاري و تعاون در كار، كاهش اتلاف منابع مالي، كاهش ضايعات ناشي از كار.
4- بالا بردن سطح تفكر و منش افراد در سازگاري با محيط كار.
5- معني و مفهوم بخشيدن به زندگي افراد از طريق كسب مهارت و انجام كاري مفيد وخدمت كردن به ديگران. (نصرتيه، 1378، سند 4650)
هدف هاي اقتصادي آموزش و پرورش يكي از هدفهاي نظام آموزش و پرورش هزارهي سوم است. از آن جا كه كار كردن و اشتغال و نيروي انساني در يك كشور يكي از مهمترين پشتوانههاي اقتصادي يك كشور تلقي ميگردد، نظام برنامهي درسي بايد در ايجاد چنين روحيهاي تلاش كند. به همين علت كشورهاي مختلف سعي مي كنند اين روحيه را از طريق ارائهي دروس در برنامه درسي كه ماهيت عملي داشته باشد و دانش آموزانش را به كار با ابزار و مواد مختلف ترغيب كند، تقويت كنند. از ديدگاه الوين و هايدي تافلر، موج سوم دگرگوني واقعي در امور انسان ايجاد ميكند و شيوهي نوين از زندگي را با خود مي آورد. اين شيوهي نوين مبتني بر منابع انرژي متنوع و احيا پذير است؛ بر روشهاي توليدي كه خطوط مونتاژ اغلب كارخانه ها را منسوخ و بي مصرف ميسازد و بر خانوادههاي جديد و غير هستهاي، مبتني بر تمدن جديد به نام كلبهي الكترونيك، مبتني بر مدارس و شركت هاي تجارتي آينده كه از اساس دگرگون شدهاند. اين موج جديد ما را به حوزهاي ميكشاند كه فراتر از همانسازي و هم زمانسازي و تمركز است. حوزهاي فراتر از تراكم و تمركز انرژي و پول و قدرت. (نفيسي، 1378)
ملاحظه ميگردد هدفهاي آموزش و پرورش در هزارهي سوم به كلي با هدف هاي گذشته متفاوت است و مديريت آموزش و پرورش مبتني بر هدف به دليل انعطاف پذيري فراوان آماده تغييرات جديد است. در اين روش مديريت معروف به (M.B.C) Management By objectivesكه شيوه مديريت ژاپني است، در آغاز برنامه و در حين اجراي برنامه و پايان برنامه بشكل مستمر در مورد هدف ها و ميزان تحقق هدف ها بازنگري و اصلاح به عمل مي آيد.
مديريت غير متمركز و مديريت مشاركتي نيز از روش هاي مؤثر مديريت آموزش و پرورش در آستانهي هزارهي سوم است.
در اعلاميهي جهاني آموزش و پرورش براي همه (1990- تايلند) با ذكر اين واقعيت كه آموزش و پرورش يكي از حقوق مسلم همه افراد بشر است، بيان شده بيش از يك سوم بزرگسالان جهان هنوز هيچگونه دسترسي به دانش مكتوب، مهارت هاي جديد و تكنولوژي ندارند تا از طريق آن بتوانند كيفيت زندگي خود را اصلاح كرده خود را با تغييرات اجتماعي و فرهنگي نوين جوامع سازگار نمايند. در مادهي هفت اين اعلاميه در راستاي تقويت مشاركت ها ذكر گرديده است:
« مسؤولان محلي و منطقهاي آموزش و پرورش موظف هستند آموزش و پرورش پايه را براي همه تأمين نمايند. اما آنها نميتوانند به تنهايي امكانات انساني، مالي و تشكيلاتي لازم براي تحقق اين هدف را نيز فراهم آورند. برقراري مشاركت ها و همكاريهاي نوين احياء شده، نظير مشاركت بين همهي واحدهاي آموزش، با تشخيص نقش ويژهي معلمان و كارگزاران اداري و توزيع درست مسؤوليتها ميان آنها، مشاركت بين آموزش و پرورش و ساير نهادهاي دولتي از قبيل بخشهاي مربوط به تأمين بودجه و نيروي انساني و مشاركت بين مؤسسات دولتي و غير دولتي، اعم از بخش حقوقي، تشكيلات محلي وگروه هاي مذهبي و خــانواده ها از نكات ضروري تـأمين آموزش و پرورش پايه براي همگان است. در
اين باره مفـاهيم و شرايط كــاري منـاسب معلمان و موقعيت آنها در جـامعه كه
عوامل تعيين كننده در اجراي آموزش و پرورش براي همه محسوب مي شوند، بايد به سرعت در كليهي كشورها، مطابق با معيارهاي مندرج در توصيه نامهي مشترك سازمان جهاني كار و يونسكو در خصوص موقعيت معلمان بهبود يابند ». (نفيسي، 1379)
در اعلاميهي جهاني آموزش و پرورش براي همه، به صراحت ذكر شده است، چنانچه جوامع در صدد تأمين آموزش و پرورش براي همگان باشند، به هيچ وجه بدون همكاري ساير نهادهاي دولتي و غير دولتي و حتي گروههاي مذهبي و خانوادهها به اين هدف مهم دست نمي يابند. شناخت نقش حياتي معلمان و خانوادهها از مهمترين ضروريات آموزش و پرورش است. روش مديريت مشاركتي مبتني بر جلب مشاركت همهي گروههاي درگير در آموزش و پرورش است. مشاركت در مديريت آموزش و پــرورش باعث ارضاي همهي نيازهاي فرا مرتبه در افراد مي شود. افراد از جريان تصميمگيري تا اجرا در همهي امور مشاركت نموده، ضمن اينكه خود را جزئي مؤثر از سازمان احساس مي كنند، با كليهي امكانات بالقوه خويش در جهت تحقق اهداف سازمان تلاش مي نمايند.
در روش مديريت مشاركتي نقش معلمان و ساير كاركنان اداري در تأمين كيفيت آموزش و پرورش شناخته شده و ارزش گذاري مي شود. اين كار متضمن معيارهائي جهت احترام به حقوق جامعهي معلمان و آزاديهاي حرفهاي و منزلت شغلي است و به معلمان اين فرصت داده مي شود كه به خواسته ها، تعهدات اجتماعي و مسؤوليتهاي اخلاقي خود جامهي عمل بپوشانند. هم چنين جلب مشاركت معلمان در صورتي بخوبي ميسر مي گردد كه ايشان در شرايط شغلي مساوي با ساير اقشار اجتماعي احساس نابرابري و بي عدالتي نكنند.
در مورد نقش خانواده ها در مشاركت آموزش و پرورش، لازم است اين باور از اذهان خانواده ها زدوده شود كه بار سنگين آموزش و پرورش فقط و فقط به
عهدهي بخش دولتي است. دولت ها به هيچ عنوان توان مالي و انساني كــافي در
اختيار ندارند تا تمام الگوهاي پيشرفتهي آموزش و پرورش هزارهي سوم را بتوانند پياده كنند و مشاركت خانواده ها امري اجتناب ناپذير است.
لزوم تمركز زدايي يا تقليل تمركز در زمينهي آموزش و پرورش
در ساختار آموزش و پرورش متمركز، عوامل اداري به تناسب نيازهاي گذشته، بر اساس آموزش هاي نظري استخدام شده اند. اين افراد با نيازهاي روبه گسترش اين قرن كه مبتني بر آموزش و پرورش چند مهارتي است و عمدتاً بر پايهي آموزش فني و حرفه اي است، به كلي بيگانه اند.
در آموزش و پرورش متمركز، عدم تناسب عوامل اداري با نيازهاي كاركنان و عدم تناسب عوامل آموزشي با نيازهاي متقاضيان مشهود است و امكان جذب بهنگام اين عوامل ميسر نيست. هم چنين عدم دستيابي به تكنولوژي روز در رشته هاي مختلف و نارسايي تجهيزات و امكانات يكي ديگر از معضلات سيستم متمركز است. عدم تناسب رشتههاي درسي با علائق و رغبتهاي فراگيران و عدم تناسب آموزش ها با بخش اشتغال كه پيوسته در حال تغيير است، نيز ازمشخصات نظام متمركز است. اگر به عوامل مذكور فشارهاي ناشي از بوروكراسي اداري و فقدان انگيزش جهت نوآوري را بيافزائيم، دلايل سيستم مديريتي منفعل را در مييابيم. در آستانهي هزارهي سوم نظام آموزش و پرورش متضمن تجديد نظر توأم با اصلاحاتي در زمينهي روش نيمه متمركز يا غير متمركز است.
در كنش متقابل بين جهاني شدن و رشد منطقهاي و مردم سالاري فزاينده در كشورها و گذر از يك نظام قديم سنتي به نظم نوين جهاني، آموزش و پرورش از حيطهي يك سازمان خارج شده و جامعهي يادگيرنده Learning Society ايجاد مي شود. در اين جامعه همه اقشار و گروهها نيازمند يادگيري هستند و يـادگيري مـداوم و در طـول زندگي براي همگان مطـرح است و به پيروي از نظر
فراگير جان ديوئي، آموزش آماده كردن براي زندگي نيست بلكه خود زندگي است و لازم است داراي مشخصات زير باشد: (كارنيرو، ترجمه نفيسي، 1379)
· تنوع مسيرها در طول زمان، در محتوا و در سبك يادگيري
· فرصت هاي يادگيري مداوم
· مشاركت جوامع محلي، تنوع بخشيدن به راه هاي تأمين منابع مالي و شيوه هاي ارائهي آموزش. مشورت پذيري مردم سالارانه دربارهي آرمان هاي آموزش و پرورش.
· توجه به ابعاد جديد مقوله هاي اجتماعي در توليد دانش و كسب صلاحيت ها.
· اقدام ها و راه چاره هايي براي پيشگيري توزيع نابرابر اطلاعات در جوامع كنوني.
در خاتمه آموزش و پرورش تنها پاسخ و فريادرس همه دردها نيست، اما بدون آموزش و پرورش هم پاسخي نخواهيم داشت. به هر يك از بلاهاي عصر حاضر بينديشيد، سقوط ارزش هاي اخلاقي، بيكاري، فقر، تخريب محيط زيست، خرافهگري، تعصبات قومي و منطقهاي، خشونت؛ بيماري خانمان برانداز قرن، جنگهاي ويرانگر و اعتياد همه و همه با آموزش و پرورش و اصلاحات در آموزش و پرورش قابل ترميم است.
منابع :
1. كار نيرو، روبرتو. يادگيري گنج درون. ترجمهي عبدالحسين نفيسي، 1379، تهران: پژوهشكده تعليم و تربيت.
2. نصرتيه، غلامرضا (1378)، چگونگي تحول در نظامهاي آموزشي، سند شماره 4650، بانك اطلاعات علوم تربيتي.
3. نفيسي، عبدالحسين (1378). آموزش و پرورش 1400، مجموعه پنجم، تهران: پژوهشكده تعليم و تربيت.
4. نفيسي، عبدالحسين (1379). آموزش و پرورش براي قرن21، تك نگاشت شماره 27، تهران: پژوهشكده تعليم و تربيت.
5. لنكراني، مهناز. بررسي مشكلات اجرائي آموزشها، 1380، اصفهان.
6. Cremin and shain (1987) , curriculum planning, Massachusett.
7. Jackson, p, Conceptions of Curriculum, 1992, New york.
8. Mercury Magazin return to contents, 1992, U.S.A .
9. Mewy, Arieh, Handbook of Curriculum Evaluation 1984, New york.
10. Siler and Alexander (1984), the case for progressivism in Education Massachusett

1. سید قدس سره در (اقبال) از كتاب (بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ) با استناد آن به ((حسن بن على بن فضال )) از امام رضا از پدرانش ، از امیرالمؤ منین - درود و سلام بر آنان - روایت نموده كه حضرت فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى براى ما سخنرانى نمود و فرمود:
((مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزدیك است ؛ ماهى كه نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهاى آن بهترین ساعتهاست ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده و شما را در این ماه از كسانى قرار داده اند كه شایسته كرامت خدا هستند. نفس كشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است . پس با نیتهایى راست، و دلهایى پاك از خدا بخواهید شما را موفق به روزه آن ، و خواندن كتابش نماید. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.
با تشنگى و گرسنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام كنید؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهاى خود را حف0كرده ، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست و گوشهاى خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نیست ، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانى كنید تا با یتیمان شما مهربانى شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف بالا بلند كنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامى كه از او بخواهند و با او مناجات نمایند، جواب آنان را مى دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبیك مى گوید. و اگر دعا كنند، دعایشان را مستجاب مى كند.
مردم! شما زندانى اعمال خود مى باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانى نمودن سجده هاى خود آن را سبك نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانیان بر مى خیزند، آنان را با آتش نترساند.
مردم ! كسى كه به مؤمن روزه دارى افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمى توانیم این كار را انجام دهیم . حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: از آتش بپرهیزید، گر چه با نیم دانه خرمایى . از آتش بپرهیزید گر چه با جرعه آبى .
مردم ! هر كدام از شما كه اخلاق خود را در این ماه اصلاح كند، روزى كه در صراط پاها مى لغزد، جوازى بر صراط خواهد داشت . و هر كدام از شما كه بر بنده و كنیز خود آسان بگیرد، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت ؛ و كسى كه شر خود را در آن باز دارد، خداوند در روزى كه او را ببیند غضب خود را از او باز مى دارد. كسى كه یتیمى را بزرگ بدارد، خداوند در روزى كه او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت ؛ و كسى كه در این ماه صله رحم كند، خداوند روزى كه او را ببیند او را به رحمت خود وصل مى كند. كسى كه در آن قطع رحم كند، خداوند روزى كه او را مى بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و كسى كه یك نماز مستحبى بخواند خداوند براى او خلاصیى از آتش مى نویسد. و كسى كه عمل واجبى انجام دهد ثواب كسى كه هفتاد واجب را در ماهى غیر از این ماه انجام دهد، خواهد داشت . و كسى كه در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزى كه ترازوها سبك است ، خداوند ترازوى او را سنگین مى نماید. و كسى كه یك آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش كسى كه قرآن را در ماهى غیر از این ماه ختم كند، خواهد داشت .

مردم ! درهاى بهشت در این ماه باز است ، از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما نبندد؛ درهاى جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آن را به روى شما باز نكند؛ شیاطین هم در زنجیرند، از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نكند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: برخاستم و عرض كردم یا رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمودند: اباالحسن ! برترین اعمال در این ماه دورى گزیدن از حرام هاى خداى عزیز و بزرگ است . سپس گریه كرد. عرض كردم چرا گریه مى كنى رسول خدا؟ فرمود: على ! بخاطر حلال شمردن تو در این ماه است ؛ گویا با تو هستم و تو براى پروردگارت نماز مى خوانى و بدبخت ترین اولین و آخرین ، همانند ((پى كننده شتر ثمود)) ضربه اى به جلو سرت مى زند كه موى صورتت با آنان رنگین مى شود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرمود: عرض كردم : رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )! آیا در آن حال دینم سالم است ؟ فرمود: آرى دینت سالم است . سپس فرمود: على ! كسى كه تو را بكشد مرا كشته و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده و كسى كه به تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته ، زیرا تو مانند نفس من هستى روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است ؛ خداى عزیز و بزرگ مرا آفرید؛ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ من را براى پیامبرى انتخاب نمود و تو را براى امامت اختیار كرد.
بنابراین كسى كه امامت تو را انكار كند پیامبرى من را انكار كرده . على ! تو وصى من ، پدر فرزندانم ، همسر دخترم و جانشین من در میان امتم در زندگى من و بعد از مرگ من هستى . امر تو امر من و نهى تو نهى من است . به كسى كه مرا به پیامبرى برانگیخته و مرا بهترین مردم قرار داد، قسم مى خورم كه تو حجت خدا بر خلق او و امین او بر رازش ، و جانشین او در میان بندگانش مى باشى .))
2. از رساترین بشارتهایى كه درباره ماه رمضان وارد شده ، نفرین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر كسى كه در آن آمرزیده نشود، مى باشد، آنجا كه فرمود: ((كسى كه ماه رمضان را بگذراند و آمرزیده نشود، خدا او را نیامرزد.)) زیرا این نفرین با توجه به این كه او به پیامبرى برانگیخته شد تا رحمتى براى جهانیان باشد، مژده بزرگى براى گستردگى رحمت و عمومى بودن آمرزش در این ماه مى باشد. و اگر غیر از این بود - با توجه به این كه رحمتى براى جهانیان است - مسلمانى را، گر چه گناهكار باشد، نفرین نمى كرد.
3. از مهمترین روایاتى كه در این مورد وارد شده روایات زیادى است كه درباره زنجیر شدن شیاطین متمرد، باز شدن درهاى بهشت ، گشودن درهاى رحمت ، بسته شدن درهاى آتش ، ایستادن خداوند در مقابل دشمنان جنّى و صداى منادى خدا از اول ماه تا آخر آن وارد شده است ؛ چیزى كه مانند آن در هیچ ماهى نیامده است . زیرا در مورد سایر ماه ها وارد شده كه فقط در ثلث آخر شب چنین منادیى ندا مى كند مگر در شب جمعه كه از اول شب تا صبح این منادى ندا مى كند و همینطور در ماه رجب ؛ ولى در ماه رمضان این ندا از ماه آخر آن و تمام شبها و روزهایش وارد شده است .
بخش عترت و سیره تبیان
منبع: المراقبات
مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملكى تبریزى(ره)
مترجم : ابراهیم محدث بندرویگى
مطالبی جالبی در بعضی از پاورپوینت ها نوشته می شوند که تأثیر گذاری آنها را نمی توان انکار کرد مطلب زیر را در یکی از این پاور پوینت ها خواندم ،نظرم را به خود جلب کردکه آن را عیناًیرای شما نقل می کنم:
داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.
او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد
ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست،
تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود. و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.
همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد،
و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد.
در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید.
و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت.
همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.
اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد.
بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود.
و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:
" خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:
" از من چه می خواهی؟ "
ای خدا نجاتم بده!
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن!
... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.
بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
در حالي كه
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!
هدف اصلی در ارزشیابی توصیفی بهبود شرایط یادگیری دانش آموزان با از بین بردن اضطراب های نامطلوب ناشی از برگزری امتحانات و بازخورد های عددی است.
1- در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل تلاش خوبی داشته ای، با تلاش به موفقیت رسیده ای، برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی، با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و ... استفاده شود.
2- ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در کل جریان یادگیری، در فعالیت های خارج از کلاس و در محیط زندگی جریان دارد.
3- تلاش و دشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه، تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد.
4- همانگونه که یادگیری دانش آموزان در حوزه های مختلف و سطوح متفاوت است، سنجش و ارزشیابی آن نیز باید با استفاده از ابزار هایی باشد که بتواند این یادگیری ها را بسنجد. پوشه کار، آزمون ها، مشاهدات از جمله ابزارهایی است که در ارزشیابی توصیفی مورد استفاده قرار می گیرد.
5- در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقای دانش آموزان به پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان دارای ناتوانایی های ذهنی باشند.
6- کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی، عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی-فیزیکی را منعکس می کند.
ارزشیابی توصیفی با ویژگی های فوق راه کارهایی را برای برطرف کردن بخشی از مشکلات فراوری ارزشیابی تحصیلی ارایه داده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.
الف) مهم ترین هدف ارزشیابی توصیفی، ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگز های مسوولان، مدیران، آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است. زیرا اصلی ترین عامل ناکارآمدی روش های فعلی، نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم، دانش آموز و والیدن گرامی است به کار رود و از نتایج آن؛
1- برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر
2- توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود، این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است.
ب) راهکار دیگری که پیش بینی شده، جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است. نمره برای دانش آموز فقط به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان، معلمان، اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما تأثیری در شناخت نقاط قوت، ضعف، توانمندی ها و محدودیت ها ندارد. اما باز خوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم، توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانشآموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند، می دهد. نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی، یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر، کامل تر، با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود؛ اما نتیجه با کلمه، عبارت، جمله و ... اعلام می گردد.
اگر یادتان باشد گفته شد از جمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان، مثلاً در زمینه علاقه، انگیزه، احساسات، نگرش ها، توانایی ها، مهارت ها، کارهای علمی و ... است. مواردی که به جرأت می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست، که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و گروه، روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است. بنابراین، معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی، آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی میکند و اطلاعات حاصله را بررسی، تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم، به کار می برد.
ج) با توجه به اینکه برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود، فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی و امتحان، آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است. از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آزمون به شکل مستقل و در زمان ویژه برای آن کار وجود ندارد. بلکه معلم در زمانی که مشغول آموزش و دانش آموز در حال یادگیری است، آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی، آن را به مرحله ای از یادگیری و جزء فرآیند یادگیری تبدیل می کند.
د) مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افرا را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد، مشارکت دانش آموز و وابدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است. زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت و فرایند های یادگیری خود را بتدریج بر عهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر، برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.
ه- و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم، والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند«ارزشیابی شناخت از وضعیت یادگیری - تلاش برای یادگیری بهتر - ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیقتر - تلاش برای یادگیری بهتر» می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان توبت اول یا سال حفظ نمی شوند، بلکه هر زمان که شناسایی طرح، اصل بر ارتقاء دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در توانمندی های عقلی و ... دارند بنابر اصل «هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند» تکرار پایه می نمایند.
محاسن ارزشیابی توصیفی و ضعف های ارزشیابی فعلی در زیر آمده است:
1 شناخت عمیق تر و دقیق تر از دانش آموز
2 کاهش اضطراب نامطلوب و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت
3 توجه به تلاش ها و فعالیت های دانش آموز در کنار موفقیت
4 به خدمت گرفتن ارزشیابی برای آموزش و یادگیری بهتر
5 مشارکت دانش آموز و والیدن در ارزشیابی
6 حمایت از کودک و توجه به حقوق آن در کلاس و مدرسه
7 ایحاد فضای محبت و همدلی بین دانش آموزان
8 شناسایی مشکلات یادگیری در زمان مناسب و تلاش برای رفع آن
تعليم به معناي آموزش دادن و تعلم به معناي ياد گرفتن از مهمترين امور سعادتآفرين براي بشر است. در سايه تعليم بود كه انسان مسجود فرشتگان شد و در سايه تعلم است كه انسان ميتواند ديگران را رشد داده و از علم آنها نيز بهرهمند شود.
مفهوم تعليم و تعلم
تعلم به معناي ياد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان كه تعليم به معناي آموختن و آموزش دادن است. (فرهنگنامهها مانند لغتنامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسي ج 1 ص 1103) تعليم و تعلم برگرفته از واژه علم و از مشتقات آن است كه در باب تفعيل و تفعل (ثلاثي مزيد) به كار رفته است تا معناي آموزش دادن و نيز آموزش گرفتن را بيان دارد.
مشتقات واژه علم در قرآن بسيار آمده است. در بسياري از آيات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفي كرده است. به عنوان نمونه در آيه 2 سوره الرحمن ميفرمايد: «الرحمن علم القرآن»؛ خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعليم داده است و يا در سوره علق آيه 4 و 5 ميفرمايد:
«اقرء و ربك الاكرام الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم»؛ بخوان! و پروردگار تو بس گرامي است همان كسي كه با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چيزي را كه نميدانست، آموخت.
كسب هويت و ماهيت انساني
در بينش و تحليل قرآني، حكايت آموزگاري خداوند و آموزش ديدن انسان، حكايت هويت و ماهيت انساني است. به اين معنا كه انسان به جهت همين آموزش ديدن مستقيم از سوي پروردگار است كه به مقام انسانيت و در نتيجه خلافت الهي بر هستي از قرارگاه زمين دست يافت.
در تحليل قرآني آدمي به سبب دانش و معارفي كه به تعليم الهي آموخته شرافت يافته است و مستحق سجده همه كائنات از فرشتگان و پستتر از ايشان قرار گرفته است. اين آموزش انسان به اين علت است كه همگي از وي آن چه را كه به طور مستقيم قابليت ادراك آن را نداشتهاند، بياموزند. در اين بينش حتي آناني كه قابليت داشته نيز نيازمند رهنمونهاي بشري هستند تا به مقام كمالي خود دست يابند؛ زيرا تنها انسان است كه به علم و دانش اسماي الهي و تعليم مستقيم خداوندي توانسته است ظرفيتها و توانمنديهاي خود را به طور كامل بروز و ظهور دهد و به خلاقيت الهي دست يابد و به عنوان واسطه در فيض عمل كند و نقش پروردگاري در طول را به عنوان ولايت به عهده گيرد. اين نقش تنها به سبب دانشي است كه آموخته است. از اين جاست كه اهميت و ارزش تعلم و نيز تعليم دانسته ميشود.
خداوند معلم نخست و انسان متعلم اول
در داستان ماهيت و هويت سازي انسان در روز نخست آفرينش آمده است كه خداوند پس از آن كه حضرت آدم (ع) را براي خلافت آفريد به وي اسماي الهي را آموخت و سپس آن اسما را بر فرشتگان عرضه داشت تا آن را بيان دارند ولي فرشتگان از دريافت حقيقت اسما ناتوان و عاجز شدند و نتوانستند آن را بشناسند، از اين رو عرضه ميدارند كه ما تنها قادر به درك و بيان آن چيزي هستيم كه خداوند به ما آموخته است و اين دانش اسما فراتر از آن حد و اندازهاي است كه ما بدان آگاه شويم. سپس خداوند از آدم (ع) ميخواهد تا آن چه از اسماي الهي را كه آموخته به فرشتگان بنماياند و نشان دهد كه خود از چه ظرفيت و دارندگي بالا و والايي برخوردار است. آدم (ع) نيز اسما را به فرشتگان و ديگران گزارش ميكند.
به هر حال، خداوند معلم نخست و انسان متعلم اول است و حق آن است كه بگوييم معلم اطلاقي تنها خداست و اوست كه به انسان همه چيز را به شكل اسماي الهي آموخته است و انسان به جهت ظرفيت ذاتي توانسته است آن را بپذيرد و به صورت تعلم و پذيرش دانش اسما در ذات خود قراردهد. با نگاهي گذرا به آيات قرآن ميتوان دريافت كه شأن و مقام آموزگاري در چه حد و اندازهاي است؛ زيرا تعليم فعل خداوند و شغل پيامبران است و خداوند در قرآن بيان ميدارد كه معلم ديگر انسان پيامبران هستند كه به انسان كتاب و حكمت ميآموزند و آنان را براي زندگي اجتماعي و قانوني و بالندگي و رشد آماده ميسازند. (آل عمران آيه 164)
از اين روست كه قرآن انسانها را به فراگيري و دانشآموزي فرا ميخواند و ايشان را تشويق و ترغيب ميكند تا دانشآموزي را در اولويت برنامهريزي هدايتي و تربيتي جامعه اسلامي قراردهند و با بيسوادي مبارزه كنند. بر اين مبنا است كه به قلم و آن چه از دانش و علوم مينگارد سوگند ميخورد و بر اهميت آن تأكيد ميورزد. (قلم آيه 1) و اين حكم فقهي نيز بر اهميت تعليم تأكيد ميورزد كه شكار سگ تعليم داده شده طاهر و پاك شمرده ميشود. (مائده آيه 4)
آداب تعليم و تعلم
قرآن براي تعليم و تعلم آداب خاصي را بيان ميكند. در مسئله تعليم قرآن به مسئله مهم و اساسي تعهد اشاره ميكند و بيان ميدارد كه تعليم كننده بايد با متعلم شرط كند كه بر پايه و اساس دانش عمل نمايد و متعهد گردد تا از دانش خود به خوبي و درستي بهره گيرد. بر همين پايه است كه هاروت و ماروت دو فرشته الهي در زمان حضرت سليمان (ع) براي آموزش متعلمان از ايشان ميخواهد كه متعهد گردند تا از دانش خويش در راستاي اهداف نادرست بهره نگيرند و آن را براي اهداف سازنده و مفيد به كار گيرند. (بقره آيه 102)
افزون بر اين ميتوان به آداب ديگري كه قرآن بدان تأكيد كرده است اشاره نمود. از جمله ميتوان به آداب زير اشاره كرد:
1- اجازه؛ از آداب تعلم آن است كه متعلم و شاگرد از معلم خويش براي يادگيري اجازه بگيرد؛ چنان كه حضرت موسي (ع) در هنگام تعلم دانش لدني الهي از عالم رباني اجازه گرفته و ميفرمايد: «هل اتبعك علي ان تعلمن مما علمت رشد؛ آيا ميتوانم براي دستيابي به دانش رشدي كه به تو آموخته شده است از تو پيروي نمايم». (كهف آيه 66) بنابراين نميتوان بدون اجازه در دروس استادان شركت كرد؛ زيرا براي كسب هر دانشي شرايطي لازم و ضروري است كه استاد و معلم ميتواند با آزمون و يا روشهاي ديگر آن را به دست آورد.
2- دوري و اجتناب از شتاب و عجله؛ شاگردان نبايد پيش از پايان آموزش هر درس و يا هر دانشي در پرسش شتاب كنند؛ زيرا بسياري از پرسشها در هنگام تعليم استاد و معلم به خودي خود پاسخ داده ميشود و در يك فرآيند طبيعي پرسشي باقي نميماند؛ تعجيل و شتاب موجب ميشود تا معلم ناچار شود مسئلهاي كه ميبايست در جايگاه خود طرح و تبيين گردد را پيشتر بيان كند و آموزش درست را با مشكل و خلل مواجه سازد و يا به پرسشها پاسخ ندهد كه موجبات كدورت و يا برداشتهاي نادرست ديگر از سوي شاگردان را سبب ميشود. بنابراين شايسته و بايسته است كه شاگردان در هنگام تعليم از شتاب و تعجيل دوري و اجتناب ورزند و پرسشهاي خود را به وقت ديگري واگذارند. اين مسئله در حقيقت به معناي شكيبايي و صبر است (كهف آيه 66 و 69 نيز 70)
3- احترام؛ يكي ديگر از آداب تعلم آن است كه شاگردان حق استاد را مراعات نموده و از احترام و تكريم وي كوتاهي نكنند. اجازه گرفتن، پاسداشت عمل و سخن استاد، پيروي از بيانات و دانش آموخته شده، عدم تعجيل در پرسشگري و يا اموري از اين دست در حقيقت بيان ديگري از تكريم و احترام به استاد و معلم است. (كهف آيه 66)
4- اطاعت و پيروي؛ از ديگر آداب تعلم اطاعت از استاد است؛ اگر شاگرد از استاد پيروي نكند نميتواند به درستي به دانش دست يابد و در نتيجه دانشي را يا كسب نخواهد كرد و يا به طور ناقص كسب ميكند. اگر استاد و معلم به چيزي دستور داد ميبايست به طور دقيق بر پايه آن عمل كرد و عصيان نورزيد. البته اين به شرطي است كه شاگرد استادي كامل را انتخاب كرده باشد و در غير اين صورت ميبايست عقل و شرع را معيار قرار دهد و جز در معصيت خالق و پروردگار از استاد پيروي كند؛ زيرا هدف از تعلم دستيابي به دانش رشد و كمال است و اين با معصيت و عمل خلاف شرع ممكن نميشود. (كهف آيات 66 و 69)
5- توكل؛ واگذاري امور به مشيت الهي از آداب تعلم است كه از آن به توكل ياد ميشود. برخي از دانشها ممكن است به جهت تفاوت استعدادها و ظرفيتها براي شخصي دور از دسترسي باشد، با اين همه توكل موجب ميشود تا اميد به دستيابي براي وي فراهم گردد و خداوند به عنايت و توفيق خود وي را به مقامي رساند كه ظرفيت و شرايط كسب آن دانش را به دست آورد. (كهف آيات 66 و 69)
6- تذكر و يادآوري؛ از ديگر آداب تعلم آن است كه دشواريهاي تعلم هر دانشي به شاگردان گوشزد شود تا دانشآموز با توجه به ظرفيت و توان خود آماده دريافت دانش گردد. (كهف آيه 67)
7- صبر و شكيبايي؛ اين مسئله از آداب مهم تعلم است؛ زيرا آدمي در شرايط سخت و دشوار، ناشكيبايي كرده و از ادامه دانشآموزي منصرف ميشود. از اين روست كه شاگردان ميبايست صبر و شكيبايي را پيشه خويش سازند و در دانشآموزي از عجله اجتناب كنند و خواهان آن نشوند كه زود به هدف دست يابند بدون آن كه فرآيند دانشآموزي را به كمال گذرانده باشند. (كهف آيات 60 و 66 و 39)
روشها و الگوهاي آموزش
تشويق دانش آموزان به فراگيري و رسيدن آنها به سطوح بالاتر چالشي براي بسياري از معلمان تبديل شده است. معلماني که آموختن را تشويق مي کنند،(هدف آنها) تربيت افرادي است که بهتر تحصيل کنند و براي آينده آماده شوند. براي تشويق يک دانش آموز براي يادگيري، معلمان بايد وقت اضافه صرف کنند و هر دو(دانش آموز و معلم) در داخل و خارج از کلاس تلاش کنند. در ادامه به نحوه تشويق دانش آموزان براي يادگيري مي پردازيم. ترجمه از سايت http://www.ehow.com
دستورالعمل ها
گام اول:
انتظارات بالايي را براي دانش آموزان تنظيم کنيد. انتظارات معلمان دانش آموزان را براي رسيدن به موفقيت تحت فشار قرار مي دهد. آنچه که از دانش آموزان انتظار داريد در ابتداي سال به آنها بگوئيد. اهدافتان را از طريق نوشتن و آويختن در کلاس به آنها اعلام کنيد.
گام دوم:
روشهاي آموزشي خود را زمان به زمان تغيير دهيد. دانشجويان بهترين پاسخ را به يک طيف گسترده اي از روشهاي تدريس از خود نشان مي دهند. تغيير روشي که شما ارائه مي دهيد سخنراني ، نمايش ها ، يادگيري مشارکتي و يادگيري اکتشافي است. اين کمک مي کند تا علاقه و توجه دانش آموزان در طول کلاس حفظ شود.
گام سوم:
ازعلاقه شخصي دانش آموزان براي توضيح يک ايده استفاده کنيد. به دانش آموزان توجه کنيد و در مورد موضوعاتي که آنها را تحريک مي کند يادداشت برداريد.
فعاليت هايي را طرح ريزي کنيد که اهداف تدريس شما را با علاقه مندي هاي آنها ( دانش آموزان ) مرتبط سازد.
گام چهارم:
به دانش آموزان ياد دهيد تا به کارهاي کلاسي و زندگي خصوصيشان اهداف تنظيم کنند. اين مهارت به آنها درکلاس و در مدرسه و در آينده شغلي شان کمک مي کند.دانش آموزاني که داراي هدف خوب، تنظيم زمان مهارت هاي توسعه عالي، مديريت و مهرتهاي سازماني دارند.
گام پنجم:
آنچه که دانش آموزان در حال حاضر بايد در مورد موضوع بدانند ارزيابي کنيد. قبل از شروع آموزش در مورد يک موضوع ، جلسه را با يک پرسش و پاسخ در مورد موضوع شروع کنيد. آنچه که شما از جلسه کلاس فهميديد براي تعيين نقطه شروع کلاس بکار ببنديد.
در حال آموزش ، به دانش آموزانتان نگاه کنيد اگر آنها بي حوصله بودند يا اشتباه داشتند سئوالاتي را براي سنجش از آنها بپرسيد. اگر آنها اطلاعات را فهميدند. اطلاعات مشکل و پيچيده را براي دانش آموزانيکه موضوع را درک نکرده اند، مرور کنيد.
گام ششم:
تکاليف کلاسي و آزمونها را در يک شيوه به موقع درجه بندي کنيد. براي دانش آموزان فرصت تلاش بيشتري را بدهيد، تا آنها به مرور مقالات ونوشته ها و تصحيح اشتباهات خود قبل از آزمون اصلي بپردازند.
به دانش آموزاني که خوب کار کردند تبريک بگوئيد و آنهائيکه در حد استانداردها نبودند تشويق کنيد. تکاليف کلاسي دانش آموزان را مورد انتقاد و نکوهش قرار ندهيد.